Wednesday, December 01, 2010

زیبایی های تمدن اسلامی


جســتاری پیــرامــون زیبــایی هــای تمــدن اســلامی
نوشته شده توسط احمدذکی "خاورنیا"
دوشنبه ، 8 آذر 1389 ، 21:10
نویسنده: دکتر مصطفی سباعی ترجمه: احمدذکی "خاورنیا"ویــژگیهـــای تمــدن اســـلامیبرخی از نویسندگان تاریخ, تمدن را اینگونه تعریف کرده اند:"نظام اجتماعی ای است که انسان را برای توسعه فرآوردهای فرهنگی اش کمک می کند". تمدن ازچهار عنصر اساسی به وجود می آید: منابع اقتصادی – نظام سیاسی – عادات واخلاق وپیروی ازدانش ها وهنرها. عواملی که باعث پیشرفت وفراگیری تمدن ها می گردند عبارت اند از: عوامل جغرافیایی – اقتصادی وروانی مانند: دین, زبان وتربیت.
وبه عکس عواملی نیز وجود دارند که باعث فروپاشی تمدن ها می گردد که: ازمیان رفتن ارزشهای اخلاقی – آشفتگی واضطراب در قوانین ونظام ها- فراگیری ظلم وتنگدستی – گسترش لاابالیگری – عدم وجود رهبران کارفهم ومخلص را ازجمله عوامل مهم فروپاشی تمدن ها دانست.
حکایت تمدن از زمانی سرچشمه گرفته است که انسان به صحنه هستی قدم گذاشته است وتازمانی هم که حیات بشری دوام دارد تاان زمان ادامه خواهد یافت. تمدن به مثابه سلسله حلقات به هم پیوسته ای است که ملت ها یکی پی دیگر ان را بدست می گیرند وبه سرزمین مشخص ونسل معینی تعلق ندارد. وهیچ امتی را سراغ نداریم که صفحاتی از تاریخ تمدن را با کارنامه ها ی خویش پر نکرده باشد. تنها فرق میان تمدن ها این بوده که برخی ازتمدن ها که دارای اصول ومبانی قوی بودند توانستند تاثیرات بزرگی برانسان ها گذاشته وخیر وبرکت وارامش واسایش را به ارمغان بیاورند. همچنان هرتمدنی که دارای رسالت جهانی وجاذبه بشر دوستانه ودر اهتمام به اخلاق واصول ومبادی خویش واقعگرا بود در تاریخ دوامدارتر وماندگارتر بوده وسزاوار بقا وتمجید گردیده است.
تمدن اسلامی حلقه ای ازسلسله تمدن های بشریست که پیش ازان تمدن هایی وچود داشته وپس ازان نیز تمدن هایی به وجود خواهد امد اما عواملی بوده که باعث قیام تمدن اسلامی شده واسبابی هم درکاربوده که باعث فروپاشی ان گردیده است. من نمی خواهم در زمینه علل قیام یا فروپاشی تمدن اسلامی صحبت کنم تنها می خواهم از زیبایی های تمدن اسلامی سخن بگویم وپیش از ان که وارد موضوع بحث شوم ناگزیرم تا ازنقش مهم واساسی تمدن اسلامی در راه پیشرفت بشریت وخدمات ماندگار ان در میان ملت ها وکشورهای مختلف درعرصه های گوناگون عقیدتی – علمی – سیاسی- اخلاقی - هنری وادبی صحبت کنم.
مهمترین چیزی که نظر پژوهشگران تمدن اسلامی را به خود جلب کرده ویژگیهای تمدن ذیل می باشد.
1- تمدن اسلامی به اساس عقیده توحیدی مطلق استوار است ونخستین تمدنی می باشد که مردم را به عبادت خداوند یکتا دعوت می کند ان خدایی که نه در ملک شریک دارد ونه در حکم ذات بی نیازیست که تنها باید او را پرستید وتنها از او کمک خواست {ایاک نعبد وایاک نستعین} خداوندی که عزت وذلت وعطا ومنع همه در دست اوست وهیچ چیزی در اسمان ها وزمین از قدرت او خارج نیست. اینگونه فهم عمیق توحیدی تاثیر چشمگیری در بلند بردن مرتبه انسان وازادی مردم از طغیان وسرکشی پادشاهان, اشراف, زورمندان ورجال دین داشته وارتباط میان حاکم ومحکوم را کنترول نموده وچشم ها را به خداوندی که خالق همه افریدگان وپروردگار همه عالمیان است متوجه می سازد.
اینگونه عقیده توحیدی تاثیر بزرگی برتمدن اسلامی گذاشته وان را ازتمان تمدن های دیگر متمایز ساخته طوری که تمدن اسلامی ازتمام مظاهر بت پرستی واداب ورسوم وفلسفه تمدن های دیگر در عقیده وحکم وهنروشعروادب عاری بوده است.
وسر اینکه تمدن اسلامی توجهی به ترجمه ادبیات زیبای یونانی بت پرستی نکرده ودرهنر مجسمه سازی وصورتگری هم دست بالایی نداشته همین بوده است درحالیکه در زمینه هنر نقاشی حکاکی وتزیین ساختمان ها ازهمه تمدن ها پیش قدم تر بوده است. اسلامی که جنگ تمام عیاری را علیه بت پرستی ومظاهر ان اعلان نموده هرگز برای پیروان خویش اجازه نخواهد داد تا مظاهر بت پرستی وشرک را مانند ساختن مجمسه های شخصیت ها ومصلحین وانبیاء وکشورگشایان که از بارزترین مظاهر تمدن های قدیم ونوین است دران رونق بخشند این بخاطر ان است که تمدن های قدیم وجدید هیچکدام در زمینه عقیده وباورهای توحیدی به پای تمدن اسلامی نرسیده اند.
یکتاپرستی طبیعت وبنای اصول همه نظام هایی است که ان را تمدن اسلامی به ارمغان اورده است که یگانگی در رسالت, درقانونگذاری, دراهداف عمومی, در شخصیت انسانی , درپیام های زندگانی ودر طرز تفکر ازجمله مظاهر ان می باشد. پژوهشگران هنرهای اسلامی به این باور رسیده اند که وحدت روش وذوق برتمام هنرهای اسلامی حاکم است, طوریکه قطعه ای ازعاج اندلس با پارچه ای ازبافت مصری وظرف گلی شامی ویاچیز دیگری از معادن ایرانی باوجود این که اشیای مختلف ودارای انواع گوناگون وتزیینات متعدداند اما با ان هم دارای یک روش ویک نواخت اند.
2- ویژگی دوم تمدن اسلامی انسانگرایی ودارای پیام جهانی بودن است. قران کریم در سوره حجرات می فرماید:{ یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا وقبایل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ...} {الحجرات:13}.
" ای مردم ماشما را ازیک مرد وزن افریدیم وشما را تیره ها وقبیله ها قراردادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیازنیست)گرامی ترین شما نزد خداوند باتقوی ترین شماست".
بااین پیام قران کریم وحدت بشر را باوجود اختلافات نژادی ومنطقوی درمحور حق وخیر وکرامت به سطح جهانی اعلام می دارد وتمدن اسلامی را به مثابه قلاده ای می داند که تمام نوابغ ملت هایی که پرچم فتوحات اسلامی برسر شان به اهتزاز درامده را تنظیم می کند. هرتمدنی می توانست به نوابغ خود که ازیک نژاد ویک امت بودند افتخارکند اما تمدن اسلامی به تمام نوابغی افتخار می کند که کاخ تمدن اسلامی را بنا نمودند. ابوحنیفه, شافعی, احمد, سیبویه, کندی, غزالی, فارابی وابن رشد کسانی که ازملیت ها ومناطق مختلف اند که نقش فعالی درتوسعه وگسترش اندیشه بشری داشته وتوسط اینها تمدن اسلامی زیباترین فراوردهای فکری را تقدیم جامعه بشری نموده است.
3- ویژگی سوم تمدن اسلامی این است که برای اصول ومبادی اخلاقی درتمام ابعاد زندگی جایگاه نخستین را قایل بوده وهرگز ازان طفره نرفته وان را وسیله ای برای منفعت طلبی دولت یاگروه یا افرادی درحکومت در علم درقانونگذاری درجنگ درصلح در اقتصاد در خانواده ...قرارنداده واصول اخلاقی را که در زمینه های قانونگذاری وتطبیق ان رعایت کرده ودر رعایت مبادی اخلاقی به اخرین خطی رسیده که هیچ تمدنی درحال وگذشته به ان نرسیده وتمدن اسلامی درین زمینه اثاری به جا گذاشته که درخور اعجاب وبشگفت امدن بوده وان را یکه تاز راه سعادت بشریت ساخته, راهی که دران هیچگونه بدبختی وشقاوت نیست.
4- ویژگی چهارم تمدن اسلامی این است که اهتمام زایدالوصفی به علم وعقیده نشان داده وقلب وعقل را باهم مخاطب قرارداده وفکروعاطفه را در ان واحد به حرکت در می اورد. واین خوبی ای است که درهیچ تمدنی ان را سراغ نداریم. نقطه ای که درخورتعجب این است که تمدن اسلامی توانست نظام سیاسی ای بوجود اورد که براصول ومبادی حق وعدالت استوار بوده ومهتم به دین وعقیده باشد. اسلام یگانه دین وتمدنی است که نه تنها مانع دربرابر پیشرفت وترقی جامعه ونظام سیاسی ایجاد نمی کند بلکه ازبزرگترین عوامل ترقی ان محسوب می گردد همچنان که روزگاری ازگوشه های مساجد بغداد- دمشق – قاهره – قرطبه وغرناطه شعاع علم ودانش به اطراف واکناف دنیا نورافشانی می کرد. باید گفت که تمدن اسلامی یگانه تمدنی است که میان دین وسیاست فاصله ایجاد نکرده وازتمام مصیبت هایی که دامنگیر حکومت های دینی دراروپا بود, رهایی یافته است.
رییس دولت در تمدن اسلامی به عنوان خلیفه وامیرالمومنین شناخته می شد وداوری همواره به حق می بود وقانونگذاری به متخصصین ارتباط می گرفت وهمه مسوولین حکومت ازخلیفه تا رتبه های پایین دربرابر قانون مساوی بودند وفضیلت به تقوی وخدمت به خلق خدا بود" اگر دختر محمد صلی الله علیه وسلم هم دزدی می کرد محمد (ص) دستش را قطع می کرد" "ومردم همه عیال خداوند اند وهرکسی نفعش به مردم زیادتر برسد نزدخدا محبوب تراست"
برچنین دین وایینی تمدن ما استوار بود که هیچکس دربرابر قانون فضیلت وامتیازی بالای دیگری نداشت نه رییس دولت ونه عالم دین ونه ادم های ثروتمند و...{قل انما انا بشر مثلکم}{الکهف:110}.

No comments: